|
من گنگِ خوابدیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
|
بوی اواخر دهه هفتاد رو میدی!
ادم غصه ش میگیره
و چی ازین بهتر
![]()
...................................................
ببخشید نمیخوام مثل این آدمهایی به نظر برسم که چون زندگی بهشون خیلی سخت گرفته شعورشون رو از دست دادن... فقط متاسفانه چون زندگی خیلی بهم سخت گرفته شعورم رو از دست دادم. و تنها عکسالعملی که میتونم داشته باشم اینه که بهت یادآوری کنم که نویسنده این صفحه از این حرفها زیاد شنیده. خوشش هم اومدهها. و هنوزم اونقدر پیر نشده که خوشش نیاد. فقط از این حرفها زیاد شنیده. کاش اونقدر محترم باشی که ادامه ندی. بذار اینجا بمونه برای من که بیام راحت باشم و حرف بزنم. من به اندازه کافی خرد و داغون هستم. اینجا رو دیگه خرابش نکن برام.
+ هر چی بگی میذارم ادامه این پست، آدرس وبلاگت رو هم میذارم.