من گنگِ خواب‌دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدن‌ش

سال نو مبارک باشه

به همه اونهایی که دوستشون داریم

به همه اونهایی که دوستمون دارن

به همه اونهایی که باهاشون قهر کردیم و نمیخوایم هیچ وقت دیگه باهاشون حرف بزنیم

به همه اونهایی که باهامون قهر کردن و نمی‌خوان هیچ وقت دیگه باهامون حرف بزنن

به همه اونهایی که رفتن و جنگیدن رو یادمون دادن

به اونهایی که قراره بیان و مهربونی رو به یادمون بیارن

به اونهایی که شاید بیان و شعله امید رو تو دلهامون زنده نگه میدارن...

+ تــاریـخ پنجشنبه ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ ساعـت ۳:۲۰ ب.ظ به قـلـم جنابِ سرکار |


وقت های زیادی که شده که ننوشتم. نمیدونم چی بنویسم. فقط دلم خواست همین ندونستن رو بنویسم اینجا. یه باری هم بود یه مدت میرفتم یه شرکتی کار می کردم. نفر کنار دستی ام از موس استفاده میکرد و صدا داشت و بدجور میرفت روی اعصابم. نمیتونست بدون موس کار کنه. بلند شدم رفتم اتاق بغلی نشستم. میگه اونجا صدا نمیاد؟ اونجا که همه دارن کار می کنن. میگم آره اونقدر تعدادش زیاده که دیگه گوشم انگار نمی شنوه!

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ ساعـت ۷:۴۸ ب.ظ به قـلـم جنابِ سرکار |