|
من گنگِ خوابدیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
|
۱.
برای خودم امروز بعد از آنکه چند روزی راجع بهش حساب کتاب کردم یک دفتر برنامهریزی هفتگی خریدم!
بعضی وقتها اینطوری است که آدم خودش رو یادش میره... این دفتر با این دیزاین تقریبا ساده رسمیش برای من نوعی تجدید بیعت است. با خودم. دیروز یه کلیپ کوتاه در واتسآپ دریافت کردم که میگفت اگر خودت رو وقف کنی و نفر آخر قرار بدی، در واقع خداوند رو نفر آخر قرار دادی. چون تو نماینده خدا در زندگیات هستی. و تذکر داد که کمک کردن با وقف کردن دو تا چیز جداست. تذکر به جایی بود که مطمئن شم دارم درست میرم. روی من که جواب میده لااقل!
۲.
دو تا خانم تو نمازخونه رشته اعجاز قرآن میخونن و دارن بلند بلند بحث میکنن. دارن گیر میدن روی کلمه ماء. یه روزی سیدعلی گفت که ماء رو به معنای آب هم نگیرید... یک چیز برتری است. نه من سوادم میکشید که آن وقت ازش بیشتر بپرسم و نه کسی علاقمندی داشت که بپرسد. حوصلهام را داشتند سر میبردند. نشسته بود حساب کتاب کرده بود که یک ششم آیات قرآن قصص هست (مطمئن نیستم تعبیرش از قصص با تلقی من یکی است یا نه) و ۱۲۵ آیه از این تعداد به ماء اشارهای داره... پس ماء نکتهای است که باید بهش توجه کرد. آمدم یک چیزی بگویم؛ پرسیدم اگر ماء رو آب تعبیر نکنیم چی میشه؟ میگه پایاننامه من همینه. که اثبات کنم ماء، H2O نیست. بعد یه عبارتی گفت که توش کلمه عشق داشت و اصرارش این بود ماء بدین معناست. عینا عبارت یادم نمانده... آنقدر تعجب کردم از این همه زوری که میزند که تهش ماء رو با یه عبارتی که مختصات نمیشه براش تعیین کرد، معنی کند، نتونستم به یاد بسپارم عین کلماتش چه بود.
پرسیدم اعجاز قرآن رو میخونید، تکامل رو قبول دارید؟ تکامل رو قبول نداشتن. چرا اصلا من رفتم باهاشون حرف زدم وقت خودمو اونها رو گرفتم؟!از اون ور هم یکی از آقایون صدا زد که خانمها داریم استراحت میکنیم. گرچه من بلدم خیلی آروم حرف بزنم... عمده مذهبیها نه.
منبعشان تا حد زیادی آقای رائفیپور. میپرسم تحصیلات ایشون چیست؟ عرض میکنن که محقق هست. جسارت به خرج میدم و میگم شخصی که فرق حقیقتی به اسم تکامل رو از نظریه داروین تشخیص نمیده و براشون هوبتهای جدا تعریف نمیکنه، مجاز نیست در این حیطه صحبت کنه.
باید یه جایی تمام میشد، پرسیدم اگر تکامل وجود داشته باشه چی میشه؟ گفت چیزی نمیشه. گفتم ولی من نمیتونم تکامل رو از زیستشناسی حذف کنم.
+ خوبی صحبت کردن با مذهبیها اینه که وقتشون رو میگیری... حتی ممکنه گاهی به حریم شخصیشون وارد شی، با بزرگواری ازت میگذرن. نمیدانم بخاطر خداست یا جز الزامات دینیشون میدونن. اما گمانم مشکلشان هم در همینجاست.