|
من گنگِ خوابدیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
|
۱. "یکیام بود فامیلیش گلابی بود. ببین اون دیگه چقدر بدبخت بود."... غش غش میخندن و رد میشن. از اون موقع دارم فکر میکنم یعنی فامیلی خودش چی بوده.
۲. اومده نصف بیشتر آجیلهای منو از تو کمدم برداشته خورده. همه انجیرهاشم تموم کرده. من که نمیدونم کیه، ولی امیدوارم دفعه بعد دلش آب هم بخواد که با قمقمهام بخوره.
+ آخه آبنمک هست. گذاشتم بعضی وقتها ازش استفاده میکنم برای بهداشت دهان و دندان.